مقالات
طرح های تحقیقاتی
مجلات عضو
فهرست مقالات ( 4 ) مقاله :
نویسندگان: الهه صالحی, افسرالسادات طباطبایی, بهناز انجذاب
کلیدواژه ها : آتونی رحم - اکس یتوسین - سزارین - زایمان طبیعی - خونریزی بعد از زایمان - برداشت دستی جفت از رحم - مرحله سوم زایمان - مرحله چهارم زایمان
: 11384
: 8
: 0
ایندکس شده در :
زمينه و هدف: خونريزي بعد از زايمان يكي از علل عمده مرگ و مير مادران به خصوص در كشورهاي در حال توسعه ميباشد. شيوع اين خونريزي در زايمان طبيعي 4-2% و در سزارين 6% گزارش شده است. آتوني رحم مسئول 90- 75% موارد خونريزي بعد از زايمان ميباشد كه در صورت عدم انجام اقدامات مناسب در جهت اصلاح آن، احتمال مرگ و مير مادر افزايش خواهد يافت. اكسيتوسين يكي از داروهاي رايج و كم عارضه در كنترل آتوني رحم ميباشد. هدف اين مقاله مقايسه دو رژيم با دوز بالا و دوز پايين اكسيتوسين در پيشگيري از آتوني رحم ميباشد.روش بررسي: اين مطالعه به شيوه كارآزمايي باليني بر روي 566 نفر از زنان باردار مراجعه کننده جهت زایمان طبیعی و سزارین به بیمارستانهای شهید صدوقی و مجیبیان یزد از مهر تا اسفند 82 انجام شد و افراد مورد مطالعه به صورت تصادفي به دو گروه تقسيم شدند. هر دو گروه از نظر عوارض خطر آتوني و متغيرهاي زمينهاي مشابه بودند. به گروه اول 20 واحد و به گروه دوم 100 واحد اكسيتوسين در ml500 سرم رينگر، يك دقيقه بعد از خروج كامل جنين به مدت نيم ساعت انفوزيون شد و ميزان خونريزي، انقباض رحمي، فشار خون، نياز به تزريق خون و ميزان هماتوكريت بيمار در مرحله سوم و چهارم زايمان ثبت گرديد. نتایج توسط نرم افزار آماری SPSS، آمار توصیفی و آزمونهای آماری2 در سطح معنیداری 05/0 مورد بررسی قرار گرفت.نتايج: در گروه با دوز پايين 16 مورد (7/5%) آتوني و در گروه با دوز بالا 2 مورد آتوني (7/0%) مشاهده گرديد (001/0p<). ميزان نياز به برداشتن جفت با دست در گروه با دوز پايين 10 مورد (5/6%) و در گروه با دوز بالا 1 مورد (6/0%) گزارش شد (005/0p<). همچنين ميزان هماتوكريت در گروه با دوز پايين (4/41%) به طور معنيداري از گروه با دوز بالا (1/17%) كاهش بيشتري داشت (001/0p<)، اما افت فشار خون با وجود اين كه در گروه با دوز پايين (6/13%) نسبت به گروه با دوز بالا (8/8%) بيشتر بود از لحاظ آماري تفاوت معنيداري نداشتند (072/0p<).نتيجهگيري: انفوزيون دوز بالاي اكسيتوسين (mU/min 3330 در مقايسه با mU/min 666) به مدت 30 دقيقه بعد از زايمان سبب كاهش ميزان آتوني، كاهش نياز به برداشتن جفت با دست و كاهش افت هماتوكريت در خونريزي بعد از زايمان ميگردد. اين رژيم عارضه جانبي خاصي براي بيمار ندارد. لذا بر اساس نتايج اين مطالعه استفاده از اكسيتوسين با دوز بالا در مقايسه با انواع پروستاگلاندينها و متيلارگونوين، دارويي ارزان، در دسترس و كم عارضه ميباشد و خصوصاً در كشورهاي در حال توسعه مقرون به صرفه و كارآمد خواهد بود.
: 9630
: 50
: 0
ایندکس شده در :
مؤسسه. دانشگاه علوم پزشكي شهيد صدوقي يزدمقدمه. جهت آموزش هرموضوعي ابتدا بايد نيازها و ندانسته ها مشخص گردد تا بتوان آگاهيهاي مورد نياز را به ترتيب اولويت در اختيار فراگيران قرار داد . از آنجا كه درس جمعيت و تنظيم خانواده در تمام رشته هاي دانشگاهي به منظور آگاهي دانشجويان و تاكيد بر اهميت ويژه اين موضوع درسي تدريس مي گردد پژوهشي با هدف تعيين نيازهاي آموزشي علوم پزشكي را در ارتباط با روش اورژانسي پيشگيري از حاملگي ( EC) طراحي گرديد . روشها. دراين مطالعه توصيفي 102 دانشجوي دختر پرستاري ، مامائي ، بهداشت و پيراپزشكي كه واحد تنظيم خانواده را گذرانده و در دومقطع كارداني وكارشناسي تحصيل مي كردند به روش سرشماري انتخاب شدند .گرد آوري داده ها از طريق پرسشنامه و تجزيه وتحليل آماري بود كه بوسيله تستهاي كاي اسكوئر و اسپير من صورت گرفت . يافته ها. نتايج پژوهش نشان داد كه نيازهاي آموزشي دانشجويان مورد مطالعه در ارتباط با روش ضد بارداري اورژانسي (E C ) به ترتيب اولويت عبارتند از : عدم آگاهي از ميزان تاثير EC 1/93 % از مكانيسم اثر EC 2/91% از نحوه مراجعه پس از استفاده از EC 4/82% از عوارض استفاده مكرر از EC 5/77% ، از روشهاي مجاز EC 2/75% از دفعات مجاز استفاده از EC در سال 6/69% از مفهوم نزديكي بدون محافظت 7/63% همچنين بين نيازهاي آموزشي و مقطع تحصيلي دانشجويان (006/0 =P ) ارتباط معني دار آماري مشاهده گرديد. نتيجه. با توجه به نياز دانشجو يا ن مورد مطالعه در ارتباط با جنبه هاي مختلف EC و اينكه به لحاظ محدوديتهاي قانوني ، اخلاقي و شرعي در رابطه با سقط جنين اين روش تنها راه حل پيشگيري از حاملگي ناخواسته زودرس محسوب مي شود . بهتر است در همه مقاطع و رشته هايي كه درس تنظيم خانواده تدريس مي شود در آموزش مبحث EC دقت نظر بيشتري اعمال گردد.آدرس. مركز مطالعات و توسعه آموزش پزشكي, دانشگاه علوم پزشكي شهيد صدوقي, يزد.
نویسندگان: حسن مظفری خسروی, تهمینه فرج خدا, اعظم خوشبین
کلیدواژه ها : گرگرفتگی - سویا - ایزوفلاون - فیتواستروژن
: 14927
: 21
: 0
ایندکس شده در :
مقدمه: گرگرفتگي علامتي شايع و ناراحت كننده در زنان يائسه مي باشد كه بصورت برافروختگي، تعريق، احساس گرما، طپش قلب و اضطراب بروز مي كند و مي تواند سبب اختلال در فعاليت هاي روزانه و كيفيت خواب شبانه زنان يائسه گردد. با وجود مؤثر بودن درمان جايگزين هورموني بر گرگرفتگي، بدليل عوارض ناشي از مصرف طولاني مدت آن، امروزه در مورد اين نوع درمان اختلاف نظرهايي وجود دارد، از طرفي پذيرش درمان جايگزين هورمون در بين زنان ايراني پائين مي باشد. ايزوفلاون موجود در سويا ماده اي فيتواستروژن مي باشد كه ممكن است در كنترل گرگرفتگي زنان يائسه مؤثر باشد. لذا اين تحقيق با هدف بررسي تأثير مصرف سويا بر گرگرفتگي زنان يائسه طراحي شد.روش بررسي: اين مطالعه از نوع كارآزمايي باليني با طراحي قبل و بعد بوده است. 31 نفر از زنان يائسه تحت پوشش مراكز بهداشتي درماني در مطالعه شركت داشتند. قبل از شروع تحقيق تعداد دفعات گرگرفتگي افراد در يك هفته ثبت، سپس روزانه مقدار 60 گرم آجيل سويا كه حاوي 76 ميلي گرم ايزوفلاون بود جهت مصرف روزانه به مدت سه ماه در اختيار آنان قرار گرفت. سپس دفعات گرگرفتگي افراد در يك هفته، يكماه، دوماه و سه ماه اندازه گيري شد. قبل و بعد از مداخله جهت تعيين گنادوتروپين ها و استراديول نمونه ي خون اخذ شد. داده ها با استفاده از بسته نرم افزاري SPSS مورد آناليز قرار گرفت. نتايج: ميانگين دفعات گر گرفتگي قبل و يك، دو و سه ماه بعد از مداخله به ترتيب 61/2±88/5، 82/1±45/3، 57/1±73/2 و 48/1±16/2 بار در 24 ساعت بدست آمد(001/0 >(P. ميانگين استراديول بعد از سه ماه مصرف آجيل سويا كاهش معني داري را نشان داد.نتيجه گيري: مطالعات متعددي نيز مصرف سويا و ايزوفلان موجود در سويا را بصورت هاي عصاره، شربت و يا كپسول هاي حاوي ماده مؤثر سويا در كاهش تعداد دفعات گرگرفتگي مؤثر دانسته اند كه با نتايج تحقيق حاضر همخواني دارد، لذا آجيل سويا مي تواند ميان وعده اي مناسب جهت كنترل گرگرفتگي ناشي از يائسگي محسوب شود.
: 5277
: 47
: 0
ایندکس شده در :
مقدمه: كزاز يك بيماري ميكروبي، خطرناك و از شايعترين علل مرگ و مير نوزادان در كشورهاي در حال توسعه به شمار مي رود. اگرچه كزاز نوزادي را مي توان بوسيله ايمونيزاسيون مادر باردار و رعايت بهداشت و استريليزاسيون در حين زايمان ، پيشگيري نمود اما هيچ اميدي براي ريشه كن كردن مخزن اين ارگانيسم وجود ندارد. لذا بررسي وضعيت انجام واكسيناسيون كزاز مادر در زمان حاملگي لازم به نظر مي رسد. اميد آنكه با اين بررسي بتوان نقاط ضعف و قوت برنامه ايمن سازي مادران را مشخص نمود. روش بررسي: اين مطالعه از نوع توصيفي و به روش مقطعي است كه بر روي 480 نفر از مادران باردار ترم كه جهت زايمان به مراكز زايماني شهر يزد مراجعه كرده بودند تشكيل مي دادند. روش جمع آوري اطلاعات با استفاده از پرسشنامه اي بود كه توسط پژوهشگران تكميل مي گرديد. جهت تجزيه و تحليل داده ها نيز از جداول توزيع فراواني و آزمون كاي اسكوار استفاده شد. نتايج: با توجه به سوابق وضعيت واكسيناسيون مادران مشخص شد كه پوشش واكسيناسيون كزاز 2/65% از مادران كامل و 8/34% ناقص بوده است. همچنين مشخص شد بين سن مادر، ميزان تحصيلات وي، رتبه حاملگي و فاصله از حاملگي قبلي با وضعيت انجام واكسيناسيون كزاز مادر در حاملگي ارتباط معني دار آماري وجود دارد. بيشترين علل عدم تزريق دو نوبت واكسن كزاز در جامعه مورد بررسي عبارت بود از: عدم نياز به تزريق واكسن در حاملگي به علت كامل بودن پوشش واكسن كزاز مادر ، عدم آگاهي از نياز به تزريق واكسن، توصيه فرد ارايه دهنده مراقبت هاي پري ناتال مبني بر عدم لزوم تجويز واكسن.نتيجه گيري: با توجه به نتايج پژوهش لازم است در اولين ويزيت دوران بارداري ابتدا شرح حال كاملي از مادر در رابطه با وضعيت انجام واكسيناسيون كزاز گرفته شده و سپس براساس آن راهنمايي صحيح به وي در مورد (نياز يا عدم نياز به تزريق واكسن يا تعداد دفعات) تزريق واكسن انجام شود. به علاوه پيشنهاد مي شود براي اصلاح پوشش واكسيناسيون كزاز مادران باردار، اقداماتي در جهت آگاه سازي آنها در ارتباط با اهميت تزريق واكسن كزاز در حاملگي و عدم وجود عوارض جنيني و مادري در صورت تزريق اين واكسن انجام شود. همچنين اميد است برنامه ريزان و مسئولين مربوطه بر تدارك برنامه هاي آموزش ضمن خدمت و تأكيد بر اين جنبه از وظايف پرسنل ارايه دهنده مراقبت هاي پره ناتال همت گمارند.