مقالات
طرح های تحقیقاتی
مجلات عضو
فهرست مقالات ( 4 ) مقاله :
: 5107
: 91
: 0
ایندکس شده در :
مقدمه: درد زايمان و روشهاي تسكين آن يكي از نگراني هاي مادر و خانواده وي مي باشد كه تأثير زيادي برچگونگي مراقبتهاي حين زايمان ، رضايتمندي بيماران و همچنين سرانجام زايمان دارد . در دنيا روشهاي دارويي و غير دارويي مختلفي جهت تسكين درد زايمان به كار مي رود، در كشور ما نيز در سالهاي اخير توجه پژوهشگران به كاربرد تكنيك هاي غير دارويي كاهش درد زايمان معطوف شده است.يكي از روشهاي غير دارويي تسكين درد در دنيا روش طب فشاري (Acupressure) مي باشد اما در مورد تأثير اين روش بر درد زايمان مطالعات كم و تجربيات ما نيز بسيار كمتر مي باشد. لذا هدف اين مطالعه بررسي تأثير ماساژ يخ در ناحيه هوگو (يكي از نقاط طب فشاري) بر شدت درد زايمان مي باشد. روش بررسي: اين پژوهش از نوع كارآزمايي باليني مي باشد كه برروي 60 زن باردار مراجعه كننده جهت زايمان كه شرايط ورود به مطالعه را دارا بودند انجام شد. افراد مورد پژوهش به صورت تصادفي در دو گروه شاهد(فقط لمس ناحيه هوكو 30n= ) و گروه آزمون (ماساژ يخ در ناحيه هوكو30n=) قرار گرفتند. ميزان درد زايمان قبل از انجام مداخله به وسيله مقياس VAS اندازه گيري گرديد. سپس در گروه مورد به مدت نيم ساعت ناحيه مورد نظر در دست چپ توسط كيسه يخ ماساژ داده شد و در گروه شاهد فقط لمس ناحيه صورت گرفت و پس از پايان نيم ساعت مجدداً مقياس VAS جهت سنجش درد تكميل گرديد. نتايج: هر دو گروه از نظر سن، تعداد بارداري، سن حاملگي و ميزان درد قبل از مداخله تفاوت آماري معني دار نداشتند .آزمون آماري تي زوج نشان داد كه ماساژ يخ در ناحيه هوكو سبب كاهش معني داري در درد زايمان گرديد به طوري كه اختلاف معني داري بين شدت درد بعد از مداخله در دو گروه مشاهده شد(001/0P< ). نتيجه گيري: ماساژ يخ در ناحيه هوكو كه روشي ارزان ، آسان و غير تهاجمي است در كاهش درد زايمان موثر بوده و به راحتي در اتاقهاي زايمان قابل استفاده مي باشد. اين روش مي تواند بر تجربه زايمان تأثير مثبتي داشته و راهكاري جهت كاهش نگراني زنان از درد زايمان و اشاعه زايمان طبيعي باشد.
: 9913
: 50
: 0
ایندکس شده در :
مؤسسه. دانشگاه علوم پزشكي شهيد صدوقي يزدمقدمه. جهت آموزش هرموضوعي ابتدا بايد نيازها و ندانسته ها مشخص گردد تا بتوان آگاهيهاي مورد نياز را به ترتيب اولويت در اختيار فراگيران قرار داد . از آنجا كه درس جمعيت و تنظيم خانواده در تمام رشته هاي دانشگاهي به منظور آگاهي دانشجويان و تاكيد بر اهميت ويژه اين موضوع درسي تدريس مي گردد پژوهشي با هدف تعيين نيازهاي آموزشي علوم پزشكي را در ارتباط با روش اورژانسي پيشگيري از حاملگي ( EC) طراحي گرديد . روشها. دراين مطالعه توصيفي 102 دانشجوي دختر پرستاري ، مامائي ، بهداشت و پيراپزشكي كه واحد تنظيم خانواده را گذرانده و در دومقطع كارداني وكارشناسي تحصيل مي كردند به روش سرشماري انتخاب شدند .گرد آوري داده ها از طريق پرسشنامه و تجزيه وتحليل آماري بود كه بوسيله تستهاي كاي اسكوئر و اسپير من صورت گرفت . يافته ها. نتايج پژوهش نشان داد كه نيازهاي آموزشي دانشجويان مورد مطالعه در ارتباط با روش ضد بارداري اورژانسي (E C ) به ترتيب اولويت عبارتند از : عدم آگاهي از ميزان تاثير EC 1/93 % از مكانيسم اثر EC 2/91% از نحوه مراجعه پس از استفاده از EC 4/82% از عوارض استفاده مكرر از EC 5/77% ، از روشهاي مجاز EC 2/75% از دفعات مجاز استفاده از EC در سال 6/69% از مفهوم نزديكي بدون محافظت 7/63% همچنين بين نيازهاي آموزشي و مقطع تحصيلي دانشجويان (006/0 =P ) ارتباط معني دار آماري مشاهده گرديد. نتيجه. با توجه به نياز دانشجو يا ن مورد مطالعه در ارتباط با جنبه هاي مختلف EC و اينكه به لحاظ محدوديتهاي قانوني ، اخلاقي و شرعي در رابطه با سقط جنين اين روش تنها راه حل پيشگيري از حاملگي ناخواسته زودرس محسوب مي شود . بهتر است در همه مقاطع و رشته هايي كه درس تنظيم خانواده تدريس مي شود در آموزش مبحث EC دقت نظر بيشتري اعمال گردد.آدرس. مركز مطالعات و توسعه آموزش پزشكي, دانشگاه علوم پزشكي شهيد صدوقي, يزد.
: 5438
: 47
: 0
ایندکس شده در :
مقدمه: كزاز يك بيماري ميكروبي، خطرناك و از شايعترين علل مرگ و مير نوزادان در كشورهاي در حال توسعه به شمار مي رود. اگرچه كزاز نوزادي را مي توان بوسيله ايمونيزاسيون مادر باردار و رعايت بهداشت و استريليزاسيون در حين زايمان ، پيشگيري نمود اما هيچ اميدي براي ريشه كن كردن مخزن اين ارگانيسم وجود ندارد. لذا بررسي وضعيت انجام واكسيناسيون كزاز مادر در زمان حاملگي لازم به نظر مي رسد. اميد آنكه با اين بررسي بتوان نقاط ضعف و قوت برنامه ايمن سازي مادران را مشخص نمود. روش بررسي: اين مطالعه از نوع توصيفي و به روش مقطعي است كه بر روي 480 نفر از مادران باردار ترم كه جهت زايمان به مراكز زايماني شهر يزد مراجعه كرده بودند تشكيل مي دادند. روش جمع آوري اطلاعات با استفاده از پرسشنامه اي بود كه توسط پژوهشگران تكميل مي گرديد. جهت تجزيه و تحليل داده ها نيز از جداول توزيع فراواني و آزمون كاي اسكوار استفاده شد. نتايج: با توجه به سوابق وضعيت واكسيناسيون مادران مشخص شد كه پوشش واكسيناسيون كزاز 2/65% از مادران كامل و 8/34% ناقص بوده است. همچنين مشخص شد بين سن مادر، ميزان تحصيلات وي، رتبه حاملگي و فاصله از حاملگي قبلي با وضعيت انجام واكسيناسيون كزاز مادر در حاملگي ارتباط معني دار آماري وجود دارد. بيشترين علل عدم تزريق دو نوبت واكسن كزاز در جامعه مورد بررسي عبارت بود از: عدم نياز به تزريق واكسن در حاملگي به علت كامل بودن پوشش واكسن كزاز مادر ، عدم آگاهي از نياز به تزريق واكسن، توصيه فرد ارايه دهنده مراقبت هاي پري ناتال مبني بر عدم لزوم تجويز واكسن.نتيجه گيري: با توجه به نتايج پژوهش لازم است در اولين ويزيت دوران بارداري ابتدا شرح حال كاملي از مادر در رابطه با وضعيت انجام واكسيناسيون كزاز گرفته شده و سپس براساس آن راهنمايي صحيح به وي در مورد (نياز يا عدم نياز به تزريق واكسن يا تعداد دفعات) تزريق واكسن انجام شود. به علاوه پيشنهاد مي شود براي اصلاح پوشش واكسيناسيون كزاز مادران باردار، اقداماتي در جهت آگاه سازي آنها در ارتباط با اهميت تزريق واكسن كزاز در حاملگي و عدم وجود عوارض جنيني و مادري در صورت تزريق اين واكسن انجام شود. همچنين اميد است برنامه ريزان و مسئولين مربوطه بر تدارك برنامه هاي آموزش ضمن خدمت و تأكيد بر اين جنبه از وظايف پرسنل ارايه دهنده مراقبت هاي پره ناتال همت گمارند.
نویسندگان: تهمینه فرج خدا
کلیدواژه ها : پاپ اسمير - معاينه باليني پستان - غربالگري - موانع - محركها
: 5498
: 8
: 0
ایندکس شده در :
چكيده مقدمه: در ميان سرطانهاي زنان، سرطان پستان و سرويكس از جمله سرطانهايي ميباشد كه شيوع ومرگ و مير بالايي داشته اما با برنامه هاي غربالگري ارزان، آسان و در دسترس ميتوان آن را در مراحل ابتدايي مهار نمود اما عليرغم وجود آمارهاي دقيق در ايران به نظر ميرسد مراجعه زنان جهت غربالگري اين كانسرها ضعيف بوده و در نتيجه طبق آمار جوامع در حال توسعه سرطان در مراحل پيشرفتهتري تشخيص داده ميشود . لذا اين مطالعه با هدف بررسي علل مراجعه وعدم مراجعه جهت انجام آزمونهاي تشخيصي سرطانهاي شايع زنان درخانمهاي مراجعه كننده به مراكز بهداشتي درماني شهر يزد طراحي شد. روش بررسي: اين پژوهش از نوع توصيفي و بر روي 400 نفر اززنان مراجعه كننده به مراكز بهداشتي درماني شهر يزد به روش تصادفي نمونهگيري انجام شد، ابزار گردآوري اطلاعات پرسشنامه بوده و جهت تجزيه و تحليل دادهها از جداول توزيع فراواني مطلق و نسبي استفاده گرديد. نتايج: نتايج نشان داد كه در جامعه مورد پژوهش، ميانگين سني 16/9 ±08/30 سال، اكثريت افراد داراي سواد ابتدايي وراهنمايي (63درصد)، همسردار ( 5/98درصد )، وخانه دار ( 75/94درصد ) بودند. در رابطه با معاينه باليني پستانCBE (Clinical Breast Exam) و80% افراد هيچوقت به فردي متخصص مراجعه نكرده و تنها 3% آنان بهطور منظم CBE را انجام ميدادند. همچنين در رابطه با پاپ اسمير 46% افراد هيچوقت پاپاسمير انجام نداده و فقط 5/14% آنان بهطور منظم پاپ اسمير انجام ميدادند. بيشترين علل محرك جهت انجام روشهاي غربالگري: توصيه كادر بهداشتي، استفاده از روشهاي پيشگيري، آگاهي از طريق رسانههاي گروهي بوده است و بيشترين علل عدم مراجعه جهت انجام روشهاي غربالگري عدم آگاهي از وجود چنين معايناتي، عدم آگاهي از وجود مراكزي براي انجام و آموزش اين معاينات، نداشتن سابقه مشكل، ترس از انجام معاينه، احساس خجالت از انجام معاينه و عدم آموزش پرسنل بهداشتي جهت انجام اين معاينات بوده است. نتيجهگيري: نتايج پژوهش نشان داد كه بكارگيري روشهاي غربالگري در جامعه مورد پژوهش بسيار كمتر از حد مورد انتظار ميباشد همچنين در زمينه علل مراجعه، آموزش مهمترين علت تاثير گذار است و با توجه به موانع و محركهاي مطرح شده لزوم آموزشهاي كافي توسط پرسنل بهداشتي درماني محرز مي باشد كه با توجه به نقش اين افراد در ارتقاي سطح سلامت افراد جامعه و جلب مشاركت آنان در مسايل بهداشتي، سازماندهي برنامههاي آموزشي مراكز بهداشتي درماني در جهت از بين بردن موانع و تقويت محركهاي مراجعه زنان جهت غربالگري سرطانهاي شايع زنان كمك كننده خواهد بود.